حاج ملا هادي السبزواري

142

شرح مثنوى

اينكه برهان حقيقى - بعد از آن چه گذشت كه حق محيط كه عين علم و مشيت و اختيار است با هر موجودى معيّت قيّوميّه دارد و هر گاه معيت روح انسانى با تن طبيعى مناط درك و شعور جسم باشد چگونه معيت حق مناط شعور نباشد - مىگويد الآن كه وجود حقيقى عين علم و قدرت و مشيت و ساير صفات كمال است و به اندازهء سرايت وجود صفات كمال سرايت كرده است ، اگر وجود شديد است ظهور صفات شديد است و اگر وجود ضعيف است ظهور صفات نيز ضعيف است . آيا نمىبينى كه وجود عقول و نفوس خاصهء كليهء آنها عين علم حضورى به خود و عين عشق و ارادهء خود و حيات و نوريت و مانند اينها هستند ، چنان كه گذشت ، و وجود جماد و نبات هم از سنخ همان وجود مجردات است و در حقيقت وجود تباين نيست مگر مراتب متفاوتهء بالتفاضل . پس چنان كه آن مرتبهء شديد از وجود عين علم و حيات و غير ذلك بود ، همچنين اين مرتبهء ضعيف از آن . ليكن ظهور توابع وجود مانند ظهور خود وجود است در عالم طبيعت ، چه وجود عالم طبيعت به سبب امتداد مكانى و تمادى زمانى و شوب قوه و استعداد به فعليات ضعيفهء كالعدم است هر گاه مفصول از ارواح مجرده جزئيه و كليه ملاحظه شود . پس اين است كه توابع هم ظهور ندارند بر عقول ضعيفه . ( ( 2130 ) ) پاى نابينا عصا باشد عصا * تا نيفتد سر نگون او بر حصا ن 105 7 - ك 44 7 حصا : سنگ ريزه . ( ( 2140 ) ) دامن او گير كو دادت عصا * در نگر كآدم چه‌ها ديد از عصى ن 105 17 - ك 44 12 از عصى : از عصيان است . * ( « وَعَصى آدَمُ رَبَّه فَغَوى » 20 : 121 . ( 1 ) ( ( 2148 ) ) تا به ناموس مسلمانى زنيد * در تسلس تا ندانى كه كيند ن 106 3 - ك 44 16 ناموس : شرع . تسلس : سالوسى كردن . ( ( 2150 ) ) ظاهر الفاظشان توحيد و شرع * باطن آن همچو نان در تخم صرع ن 106 5 - ك 44 17 تخم صرع : يعنى تخمى كه صرع آرد : كه ناخوشيى معروف است . و اما به ضاد معجمه پستان حيوان است . ( ( 2159 ) ) لا إله گفت و الَّا الله گفت * گوهر احمد رسول الله سفت ن 106 17 - ك 44 24 لا إله گفت و الَّا الله گفت : ذكر و تسبيح اشياء از آن است كه هر وجودى را دلالتى است بر صفت

--> ( 1 ) قرآن كريم ، سورهء طه ، آيهء 121 .